جنگ ترموپيل نبرد خشايارشا با آتنيها
ظاهرا جنگ خشايارشا و يونان به تحريک يوناني هاي ساكن ايران اتفاق افتاده بود. مثلا دمارت پادشاه سابق اسپارت كه در زمان داريوش به ايران پناهنده شده بود ، به خشايارشا مي گفت كه اگر شما به يونان حمله كنيد ، به آساني مي توانيد پلوپونس را بگيريد و مرا پادشاه آنجا بكنيد. البته در اين صورت او دست نشانده ايران مي شد. مشابه اين تحريكات را خانواده هاي با نفوذ تسالي (نام منطقهاي در يونان) و افراد ديگر هم انجام مي دادند.
بدين ترتيب بود كه خشايار شا مجلس مشورتي برپا داشت و نظرات بزرگان و درباريان ايران را خواستار شد. در اين مجلس خشايار شا گفت از آنجايي كه يونان سرزمين حاصل خيزي است ، پول و ثروت زيادي بطرف ايران سرازير مي شود. همچنين ما مي توانيم به اروپا نفوذ كنيم و كشورهاي زيادي را به تابعيت دولت ايران در بياوريم. در تاييد سخنان او مردونيه هم مطالبي گفت ، ولي اردوان (ارتابان) عموي خشايارشا با او به مخالفت برخواست و گفت كه من به پدرت داريوش گفته بودم كه به كشور سكاها نرو چون موفق نمي شوي. حالا يوناني ها مردمي جنگجوتر از سكاها هستند و پيروزي بر آنها كار مشكلي است. ولي خشايارشا از سخنان اردوان ناراحت شد و او را تهديد به تنيه شدن كرد. سپس هرودوت درمورد خواب ديدن هاي خشايارشا و اردوان مي نويسد كه درنهايت منجر به قبول لشكركشي ايران به يونان از طرف اردوان مي شود.
حركت لشكر ايران به طرف داردانل......
ادامه مطلب...

نادر شاه افشار از ايل افشار بود او از مشهورترين پادشاهان ايران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلي يا ندرقلي ناميده مي شد موقعي كه افغانها و روس ها و عثماني ها از اطراف بايران دست انداخته بودند و مملكت در نهايت هرج و مرج بود يكعده سوار با خود همراه كرد و به طهماسب صفوي كه كين پدر برخواسته بود همراه شد فتنه هاي داخلي را خواباند افغانها را هم بيرون ريخت ، شاه طهماسب صفوي از شهرت و اعتبار نادر در بين مردم دچار رشك و حسادت گشت و براي نشان دادن قدرت خود با لشكري بزرگ به سوي عثماني تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ايراني را در جنگ چالدران بدليل عدم توانايي به كشتن داد و خود از ميدان جنگ گريخت نادر با سپاهي اندك و خسته از كارزار از مشرق به سوي مغرب ايران تاخت و تا قلب كشور عثماني پيش رفت و سرزمينهاي بسياري را به خاك ايران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت كه با كمال تعجب ديد روسها خود پيش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسير بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ريش سفيدان ايران از فرماندهي ارتش استعفا نمود و دليلش اعمال پس پرده خاندان صفوي بود .
ادامه مطلب...
کوروش کاساندان را بسیار دوست می داشت. هنگام مرگ کاساندان در بابل ۶ روز عزای عمومی اعلام شد.
مقبره شهبانو کاساندان در پاسارگاد در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد.
پس از کورش بزرگ او نخستین شخصیت قدرتمند کشور بزرگ ایران بود. کاساندان ملکه ۲۸ کشور آسیائی بود که کورش بزرگ بر آنها پادشاهی می کرده است.

کاساندان ملکه ایران ۵ فرزند با نام های....
ادامه مطلب...
امپراطوري ايران كه به دست تواناي كوروش بنيان گزاري شد از بزرگترين امپراطوريهاي جهان بود و حدود آن از شمال به درياي سياه و از مشرق به رود سيحون از جنوب به حبشه و از مغرب به مصر و قبرس منتهي مي شد.
اين امپراطوري وسيع همه كشورهاي امروزي تركيه سوريه لبنان و جمهوريهاي آسياي ميانه شوروي تا كناره هاي رود سيحون را در بر مي گرفت.
در شمال شرقي اين امپراطوري وسيع قبايل ترك و تاتار مي زيستند كه نويسندگان يوناني آنها را سكايي و ماساگت ناميده اند.
قبايل تورانيان از دير باز عادت كرده بودند به مرزهاي ايران تجاوز كنند اما روان سرزنده و هوشيار نژاد ايراني هيچگاه به آنها امكان نداده بود كه براي مدت طويلي سرزمينهاي اين كشور را در اختيار خود بگيرند و ايرانيان آنها را از خاك خود بيرون رانده بودند اكنون كه كوروش شكست ناپذير وسعت و حدود سرزمينهاي ايران را به نزديكيهاي رود سند و جيحون و سيحون رسانيده بود ديگر نمي توانست وجود قبايل تجاوزگر توراني را در شمال مرزهاي امپراطوري وسيع خود تحمل كند و درصدد برآمد كه با لشكر كشي به سرزمين مذكور قبايل توراني را سرجاي خود بنشاند.
آریوبرزن يكي از سرداران بزرگ تاريخ ايران است كه در برابر يورش اسكندر مقدوني به ايران زمين ، دليرانه از سرزمين خود پاسداري كرد و در اين راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاريخ به يادگار گذاشت . برخی او را از اجداد لرها يا كردها می دانند.....
ادامه مطلب...
سپاه جاويدان
پيش از داريوش ايران سپاه منظمی نداشت و ارتش آن بصورت افراد غير حرفه ای اداره می شد . داريوش به تشکيل سپاه جاودان پرداخت که شمار ايشان به ده هزار تن می رسيد . در هر شهر پادگانی وجود داشت که در ارگ آن شهر جای داشتند و فرماندة آن دژها را ارگبد می گفتند .
لشکر ايران به دو دستة پياده و سواره تقسيم می شدند و مسلح به تير و کمان و نيزه و شمشير و زوبين و خنجر و کمند و سپر و کلاهخود و زره بودند .
اسب و فيل و شتر را هم زمان در جنگ بکار می بردند .
ايرانيان در تير اندازی مهارت داشتند چنانکه هرودت می نويسد : پارسيان از کودکی به فرزندان خود سه چيز می آموختند که :
· راست بگويند .
· راست بر اسب سوار شوند .
· راست تير بيندازند .
منبع:http://izadan.persianblog.ir
ادامه مطلب...

